...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز امروز


۷ بهمن ۱۳۹۴

باگ‌های استراتژی اصلاح‌طلبان

آیدین سیارسریع

در انتخابات پیش رو مایی که قصد داشتیم به کاندیداهای اصلاح‌طلب و معتدل رای بدیم کار دشواری در پیش داریم. یعنی دوستان یه جوری رد صلاحیت کردن که باید با موچین از بین کاندیدا‌ها اصلاح‌طلب بکشیم بیرون. اونم می‌کشیم می‌بینیم کواکبیانه دوباره مجبور می‌شیم بذاریم سر جاش. حالا سوالی که مطرحه اینه که الان ما باید چیکار کنیم؟ دو حالت وجود داره. یک اینکه رای ندیم که در این صورت با وجود تایید صلاحیت امثال کوچک‌زاده و بذرپاش و زاکانی و… چهار سال دیگه باید سیزن دوم مجلس نهم رو تماشا کنیم. با این تفاوت که تو این سیزن علی مطهری (جان اسنوی مجلس) چاقو خورده و در میان ما نیست. نقش مادر اژد‌ها رو هم الهام چرخنده تو کمیسیون فرهنگی بازی می‌کنه. نصف شخصیت‌های محبوب هم که تو همون قسمت اول می‌میرن و وایت واکر‌ها هم میان این ور دیوار و اگه نیاز دارن بر می‌دارن و اگه نیاز ندارن می‌خورن. یعنی اگه رای ندیم تا چهار سال هی وین‌تر ایز کامینگ… این از عاقبت رای ندادن. یه راهبرد دیگه هم هست که می‌گه نباید صندوق رای رو ترک کرد. (کلا عشق یه طرفه داریم به صندوق رای، یه عمره می‌دونیم با یکی دیگه‌س ولی ترکش نکردیم، اگه هزینه‌های مهریه سنگین نبود تا حالا هزار بار طلاقمون داده بود)
البته من هم با این ایده موافقم. در حال حاضر چاره‌ای نداریم جز اینکه نگذاریم دوباره مجلسی تندرو تشکیل بشه و چهار سال با تعجب از هم بپرسیم کی به اینا رای داد؟ ولی با این حال این استراتژی هم ممکنه نقاط ضعفی داشته باشه. مثلا تو یک حوزه انتخابی دو تا نماینده اصولگرا هستن که شانس پیروزی دارن. ما هم باید بین اصولگرای تندرو و اصولگرای بی‌آزار یکی رو انتخاب کنیم. می‌ریم تحقیق می‌کنیم و می‌بینیم‌ ای دل غافل! هر دو تا تندرو هستن. (اینجا صندوق رأی زده سیاه و کبودمون کرده ولی ما باز ترکش نمی‌کنیم.) فکر می‌کنیم نمی‌شه که هر دو تا به یه میزان تندرو باشن. حتما یکیشون تندروی کمتری داره. باید به اونی که تندروی کمتری داره رای بدیم که نذاریم اون خیلی تندروهه بره مجلس. بررسی می‌کنیم و می‌بینیم هر دو تا تو جریان حمله به سفارت گواتمالا دست داشتن. فقط آقای قاسم‌پور گفته زنگ سفارت رو بزنین فرار کنین ولی آقای قاسم‌زاده گفته برین تو سفارت میوه‌هاشو هم بخورین بعد از خرد کردن شیشه‌ها فحش بدین فرار کنین. در مسائل فرهنگی آقای قاسم‌زاده قائل به نظریه مرگ مولف هستن اما آقای قاسم‌پور زندانی کردن مولف رو کافی می‌دونن. در مورد هنر هر دو اعتقاد دارن که هنر باید در خدمت قدرت باشه. ولی آقای قاسم‌پور برعکس قاسم‌زاده می‌گه نباید تابلو کرد. آقای قاسم‌زاده معتقده دولت هیچ کاره‌ست و آقای قاسم‌پور معتقده دولت هیچ کاره هم نیست و در امر تولید و توزیع چغندر‌قند خدمات زیادی می‌تونه انجام بده. آقای قاسم‌زاده در مورد احزاب هم نظرات مهمی دارن، ایشون می‌گن احزاب به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورن اما آقای قاسم‌پور بعنوان یک تندروی دگراندیش معتقدن احزاب به درد لای جرز دیوار می‌خورن و نباید اجازه داد که به همین درد بخورن. بهرحال تصمیم‌گیری تو این جور مواقع سخته. فعلا جذب اندیشه‌های آقای قاسم‌پور شدیم، به نظر می‌رسه بتونیم تو سی سال آینده ازش یه چهره اصلاح‌طلب بسازیم. البته ایشون الان شصت و پنج سالشه، ولی شما نیمه پر لیوان رو ببین، با این تاکتیک تا سی سال آینده می‌تونیم هزاران روح اصلاح‌طلب داشته باشیم. بیایید خوش‌بین باشیم. / چیزنا chizna.ir

5 دیدگاه

  1. همین . می‌گه:

    بهترین مطلب چند وقت اخیر …. عالی بود !

  2. يكي می‌گه:

    واقعا، چندتا گزینه هم نذاشتن انتخاب کنیم برن مجلس یه تحصنی چیزی راه بیندازن بلکه هر روز مملکت بخوابه بریم شمال!!!

  3. اکبرچیز می‌گه:

    سلام
    من عاشق سرتم بیار جلو بوش کنم غذای مورد علاقم قرمه سبزی

  4. sajad می‌گه:

    خدایی خیلی خوبه خیلی خندیدم خدا خیرت بده!خخخخخخ

  5. محمد رستگاری تنها می‌گه:

    بعد می گن آزادی بیان نداریم.
    و البته می گن چیزنا سیاسی نیست. اون بالا بالاها که کفتر میایه، یه هدر بزنید بگید رسما چیزنا گوجه ی گندیده(جاست فور پرتابینگ) می فروشه. :-“

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>