...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز امروز


۶ بهمن ۱۳۹۴

تنگاتنگ‌تر از این

وحید میرزایی

خب خدارو شکر بعد از اجرایی شدن برجام و لغو تحریم‌ها، هیئتهای سیاسی و تجاری کشورهای خارجی برای ورود به بازارهای ایران فوج فوج می‌آن سمتمون. تا اینجاش خوبه. اما قسمت جالب ماجرا حضور رئیس جمهور چین و کلی تاجر چینی به کشور و امضای کلی تفاهمنامه همکاری بود. سؤالی که ذهن من و قاطبه مردم رو چند روزیه درگیر کرده اینه که مگه چین کلاً تو تمام این سال‌ها نبود تا الان؟ بعدشم اصلاً مگه توافق امضا نشد که بقیه هم باشن، همش چین نباشه؟ یه کم مهلت بده بقیه هم یه ماستی بخورند؟ اینا که همیشه بودند، الان دیگه چرا زحمت کشیدن اومدن با این حالشون؟ یعنی اومدند دو دقیقه خودمون رو ببینن و برند؟ والا تا قبل از این سفر و امضای کلی تفاهمنامه که همه چیمون چینی بود. از ماشین، لباس، میز، صندلی، ابزار صنعتی و ابزار پیشگیری بگیر تا ایزی لایف، داروی تنظیف و از این امشی سوسک کش‌ها. این اواخر دیگه نمی‌شد گفت چین با جنس‌های ارزون اومده بود توی مردم ما، رسما ما توی چین بودیم.
حالا نه که ما مخالف برقراری ارتباط با چین و روابط تنگاتنگ‌تر از این با چین باشیم‌ها. اتفاقا برعکس. به شدت استقبال می‌کنیم. چون واقعیت اینه که بدنمون عادت کرده به بر و بچه‌های چینی و جنس‌هاشون. می‌ریم جنس بخریم تا Made in China رو نبینیم و مطمئن نشیم، دست بهش نمی‌زنیم. خود من وقتی می‌رم حموم، صابون چینی استفاده نکنم انگار یه چیزی گم کردم، بیقرارم. یا چند وقت پیش رفتم فروشگاه. پودر لباسشویی چینی نداشت مجبور شدم پودر لباسشویی پریل که به چربی‌ها نفوذ کرده و همه لکه‌هارو از بین می‌بره، بخرم. الان تمام دستم پوسته کرده. بعدشم متأسفانه همه لکه‌هارو از بین نبرد. بعضی‌هاش موند.
حالا من موندم این چینی‌های عزیز با این وضعیت، تازه اومدند سند همکاری امضا کردند. تا کجامون می‌خوان دیگه جلو‌تر بیان، خدا می‌دونه. واقعاً از الان به بعد قراره چطور بشه؟ اصلا نمی‌خوام یه لحظه هم بهش فکر کنم اما واقعاً دلم نمی‌خواد بچه‌هام چشماشون کشیده باشه، قدشون کوتاه باشه و تا آخر عمر یه جوری نگاهم کنند انگار همیشه خوابند. مجبور شم اسم بچم رو بزارم «این چونگ»، این چونگ میرزایی. آدم روش نمی‌شه صداش کنه. «این» کجایی؟ «این» گریه نکن؟ «این» به مامان بگو بابا کار واجب باهات داره. «این» برو بخواب دیگه، اَه. فردا تعطیله می‌خوایم بریم پیکنیک. «این» اصلا امشب برو خونه عمو اینا…
تصورشم سیخ رو به تن آدم میخ می‌کنه. حالا مو بماند. / چیزنا chizna.ir

3 دیدگاه

  1. farshad می‌گه:

    خوب بود فقط قاطبه مردم کدوم مردم میشن؟!

  2. سجاد می‌گه:

    این که خوبه با اون چیکار کنیم؟

  3. نیکو می‌گه:

    سلام آقای میرزایی . متناتون عالییییییییییییییییییییین.
    مخصوصا این یکی ! این چونگ میرزایی هم خیلی باحاله !!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>