...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز ویژه


۱۱ دی ۱۳۹۴

حکایت حکیم و پسران هنرمندش

آیدین سیارسریع

حکیمی پسران را پند همی‌ داد که جانان پدر، هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و گر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است، هر کجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی‌هنر لقمه چیند و سختی بیند.
پسران اطاعت امر کردند و رفتند هنر بیاموزند. بعد از چند سال یکی از پسران ژولیده و پریشان با لباس‌های پاره نزد پدر آمد و گفت: پدر من رفتم هنر آموختم. پدر گفت: پس چرا اینگونه‌ای؟ پسر گفت: فیلم ساختم، فیلمم توقیف شد و خودم هم کتک خوردم. پونصد داری دستی بدی؟ گشنمه.
پدر پولی به فرزندش داد و نشست غصه خورد تا پسر بعدی وارد شد و ژولیده و پریشان با لباس‌های پاره جلوی پدر ایستاد و گفت: پدر من هم رفتم هنر آموختم. پدر گفت: پس چرا اینگونه‌ای؟ پسر گفت: کنسرت گذاشتم کنسرتم لغو شد و خودم هم کتک خوردم. پونصد داری دستی بدی؟
پدر دل‌آزرده و غمگین پولی هم به پسر آهنگساز داد و پسر دیگرش همانطور پریشان و ژولیده با لباس‌های پاره از در آمد تو. پدر کلافه و بی‌حوصله گفت: دیگه پونصد ندارماااا! پسر با چشمانی غم‌بار به پدر نگاه کرد و با بغض گفت: من گدا نیستم پدر، کار می‌کنم. پدر گفت: پس چرا لباس‌هایت پاره پوره است؟ پسر نگاهی به لباس‌هایش کرد و گفت: پاره نیست که. خودم طراحی کردم. پدر از دور با دو دست بر سر فرضی پسر کوفت و گفت: خاک بر سرت. پسر گفت: حالا داری پونصد به من بدی؟
پدر با خود فکر کرد که اینطوری نمی‌شود که هر دفعه پسران بیایند و روزی‌شان را از او طلب کنند. پس سه پسر را فراخواند و گفت: عزیزانم، من چند سال پیش یه نصیحتی به شما کردم که الان مجبورم آپدیت ۲۰۱۶‌اش را برایتان بگویم. ببینید پسرانم هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده… این را همه ما قبول داریم ولی گر هنرمند از دولت بیفتد به سرزمین لیدی‌گاگا می‌رود چون هنر در نفس خود یک امر دولتی‌ست! حالا پسر بزرگم که رفتی کارگردان شدی از این به بعد من برایت سفارش می‌گیرم که در چهارچوب فیلم بسازی، پسر عزیز آهنگسازم شما هم از این به بعد راجع به انرژی هسته‌ای و تهاجم فرهنگی آهنگ می‌سازی که دستت توی جیب خودت باشد و پسر کوچکم که طراح لباسی، تو دیگر کارت از این حرف‌ها گذشته و وضعت قابل اصلاح نیست، باید برایت بوتیک باز کنیم بری بشینی توش جدول حل کنی.
پسران به این نصایح آپدیت شده پدر گوش دادند و به آن عمل کردند و تا آخر عمر با صفا و خوشبختی در کنار هم زندگی کردند. / چیزنا دات آی‌آر chizna.ir

یک دیدگاه

  1. adnan می‌گه:

    استاد عالی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>