...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز ویژه


۱۹ دی ۱۳۹۴

حکایت درویش رانت‌خوار و پادشاه خدمتگزار

آیدین سیارسریع

در روزگاران قدیم درویشی بود از دنیا بریده در گوشه‌ صحرایی نشسته بود و تسبیح می‌انداخت. روایت دیگری در دست است که با‌ ام‌پی‌تری پلیر شهرام ناظری گوش می‌داد. باری؛ پادشاه را دید که با خدم و حشم به او نزدیک می‌شود. زیر لب گفت: باز این آمد! پادشاه از کنارش عبور کرد و درویش خودش را زد به آن راه که مثلا من تو را ندیده‌ام. سلطان که بهش برخورده بود با صدای بلند به طوری که درویش بشنود گفت: نام نمی‌برم ولی بعضی از این خرقه‌پوشان هستند که بویی از ادب و آدمیت نبرده‌اند! وزیر نهیبی به درویش زد و گفت: آقا جان سلطان دارد رد می‌شود خیر سرش، بلند شو احترامی بکن. بلند شو سلبریتی‌بازی درنیار برای ما. درویش گفت: «ملک را بگوی توقع خدمت از کسی دار که توقع نعمت از تو دارد.» این را هم بدان که… نه این را بعدا می‌گویم.
پادشاه گفت: تو را وام بلاعوض می‌دهم، خدمت کن.
درویش: نمی‌کنم.
پادشاه: مجوز تاسیس دانشگاه غیرانتفاعی می‌دهم خدمت کن.
درویش: نمی‌کنم.
پادشاه: مدیریت شستا را به تو می‌دهم خدمت کن.
درویش: نمی‌کنم.
پادشاه: آتش زدم به مالم. نیکول کیدمن را به عقدت در می‌آورم، خدمت کن.
درویش: بگذار کمی فکر کنم… ممم… نه نمی‌کنم.
پادشاه:‌ ای بابا عجب بدقلقی هستی!
درویش: عزیز دلم «ملوک بهر پاس رعیتند، نه رعیت از بهر طاعت ملوک».
ملک را گفت درویش استوار آمد، یعنی ملک با حرف درویش حال کرد و گفت: از من چیزی بخواه! درویش گفت: وام بلاعوض و مجوز تاسیس دانشگاه و مدیریت شستا و نیکول کیدمن را اگر زحمتی نیست بده. پادشاه ابتدا کمی مردد ماند و به اطراف نگریست، وقتی دید پای آبرو در میان است در دل ناسزایی به درویش گفت و درخواست او را پذیرفت. پادشاه که به هر قیمت می‌خواست چیزی از درویش بکَند گفت: لااقل مرا پندی ده! درویش گفت: «می‌خواهم که دیگر بار زحمت من ندهی!» پادشاه برافروخت و گفت: لعنت بر تو! این را باید در جواب «از من چیزی بخواه» می‌گفتی! درویش شانه بالا انداخت و گفت: زمانه عوض شده داداش! / چیزنا chizna.ir

2 دیدگاه

  1. ارغوان می‌گه:

    عالی بود. مثل همیشه.

  2. محمد رستگاری تنها می‌گه:

    فوق العاده بود.
    دم شما گرم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>