...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز امروز


۱۷ اسفند ۱۳۹۴

خدمات متقابل مجلس و فرهنگستان ادب

پویان فراستی

هفته گذشته خبر آمد که قرار است سازمان هلال احمر با اورژانس ادغام شود که به هر دلیلی این قضیه منتفی شد اما همین خبر باعث شد من به فکر فرو روم (تا به حال در فکر فرو نرفته بودم!) که می‌توان بعضی از سازمان‌ها و نهاد‌ها را با یک دیگر ادغام کرد مثلا اگر مجلس شورای اسلامی و فرهنگستان ادب ادغام کنیم چه می‌شود!
از آنجایی که بعضی اوقات در مجلس نمایندگان عزیز عنان از دست می‌دهند و فحش‌های «یوز» دار به هم می‌دهند فرهنگستان ادب می‌تواند آن‌ها را راهنمایی کند تا آن‌ها فقط محدود به یک فحش نباشند و به راحتی از فرهنگ غنی فحاشی که در کشور داریم استفاده کنند و تنها به «پف» کردن و «یوز» خطاب کردن هم دیگر اکتفا نکنند، به عنوان مثال می‌توانند از فحش «کش» داری مانند «سرکش» استفاده نمایند. به این ترتیب هم مجلس فضای مردانه تری می‌گیرد و هم فرهنگستان بیشتر کار می‌کند و دیگر فقط درگیر کش لقمه و دراز آویز زینتی نمی‌ماند.
همچنین فرهنگستان ادب می‌تواند از ادب و واژه سازی بعضی از نمایندگان استفاده کند و معادل‌های فارسی مناسبی بسازد تا کمی از خشونت کلامی جامعه کاسته شود و فضا فرح بخش باشد به عنوان مثال اخیرا یکی از نمایندگان عزیز خاطره‌ای تعریف کرده بود که در آن از شوخی چند هزار ساله‌ای که ریشه در فرهنگ غنی ما دارد نام برده بود ولی به جای استفاده از کلمه مورد نظر از عبارت غش کردن استفاده کرد؛ فرهنگستان هم می‌تواند این واژه را رسمیت ببخشد و در جمله به کار ببرد
به عنوان مثال در جمله می‌گوییم: سامان عصبانی بشم، غش می‌کنی‌ها!
یا شیث رضایی به محمد نصرتی می‌گوید: دیدی غش کردی…
از مزایای دیگر ادغام فرهنگستان ادب و مجلس آشتی جناح‌های سیاسی با یک دیگر است؛ مثلا یک فردی خیلی دوست داشته که در مجلس نماینده باشد اما رای نیاورده است برای همین به فرهنگستان ادب می‌رود و کار فرهنگی می‌کند و در آن واحد در مجلس هم حضور دارد و از فضا استفاده می‌کند.
امیدوارم مسوولین از این پیشنهاد استقبال کنند؛ به هرحال این پیشنهادی بود که به عقل من می‌رسید اصلا اگر این کار جواب نداد شما خواننده چیزنا بیایید من را غش کنید! اصلا من دستکشم اگر نشد! من سرکشم اگر نشد! / چیزنا chizna.ir

6 دیدگاه

  1. مرضیه می‌گه:

    خخخخ
    غش کردنو خوب اومدید
    و البت فحش “کش” دار رو

  2. احمد می‌گه:

    پویان!!!! دیوار آویز سنتی فحش بود یا اشیا؟ خیلی خندیدم؛ دمت گرم.

  3. فرشاد می‌گه:

    اصلا معلوم شد چی گفتی ؟ خیلی فلسفی بود انگار

  4. مهدی می‌گه:

    خخخخخخخخخخخ

  5. محمد می‌گه:

    باید خیلی تو استفاده از این کلمات خبره باشی…
    شخمی یا به تاندون چپ سوباسارو یا به بند کفشو فهمیدیم اما غش کردنو اصلا نمیشه چیزی جاگزینش کرد.به طور کلی خیلی خوب بود.مثل همیشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>