...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز امروز


۴ شهریور ۱۳۹۵

داداچ تتو لوی خردمند

مسعود مرعشی

ای دیو سپید پای در بند
داداچ تتلوی خردمند

ای حال تو خوش ز کثرت «گل»
شعر تو نبات و حرف تو قند

ای آنکه ز گفته های نغزت
فریاد برند بر خداوند

از بس که تو را «تتو» به تن بود
گشتی «تتو لو» به مکر و ترفند

ای داده کلیپ، روی یک ناو
بر ساحل نیلگون اروند

با ارتش صلح بسته پیمان
با داف و پلنگ کرده پیوند

دیدم به پیام های صوتی
دادی به پلنگ ها بسی پند

آن سان که به طفلِ خُرد، استاد
چندان که پدر دهد به فرزند

حیران که شده ست چرخ گردون
با یاد تو دود کرد اسپند،

یک لایک نشان مردمان داد
آن لایک تویی، تو ای هنرمند

مُردی تو ز حسرت مجوز
یک فرد نگفته که: خرت چند؟

خود با تو چه شد ز تیم قرمز؟
با ما تو بگو ز درک خود پند

رفتی تو به سمت تیم آبی
اکنون شده ای تو چند بر چند؟!

دستور بده به لشکر خویش
ناگه بکنند یک پدافند

«جیگّیل» و قشنگ و «بغبغو» گوی
پر هیبت و شیک و آبرومند

با حمله به اینستای ملت
از حبس رها کنند و از بند

یک دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>