...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز ویژه


۲ شهریور ۱۳۹۵

فرار مغزها ، دست ها ، پاها و …

حمید برزگر

دیر هنگاهی است که از اینجا و آنجا و هرجا میشنویم که مغزها (نخبگان) فرار کرده اند یا در حال فرارند یا قصد فرار دارند و زود هنگاهی است که اخبار مهاجرت ورزشکاران ، هنرمندان و… را میشنویم و می بینیم.از آنجا که رها کردن وطن به حال خود و رفتن پی سرنوشت و عشق و حال کار ناشایستی است ، کسی برای این فراریان عزیز ارزشی قایل نبوده و هیچ گاه دلایل فرار آنها بررسی نشده است.اما برای آگاهی افکارعمومی و به خود آمدن این فراریان به بررسی و تحلیل عمیق ، جامعه شناسانه و روانشناسانه این مهاجرتها در این مقاله می پردازیم.
در نگاهی ساده و سطحی همگان بر این تصورند که ، مواردی مثل کمبود امکانات ، بی توجهی ، نداشتن امنیت شغلی و… دلیل این مهاجرت هاست. اما این دیدگاه ساده لوحان است.اگر نگاهی ژرف به موضوع داشته باشیم پی میبریم که نخبگی و پرتوقعی دلیل این فرارهاست.
کسانی که به عنوان مغز میشناسیم معمولا در جوانی در المپیادی جهانی و یا در کنکوری داخلی رتبه ای ممتاز کسب کرده اند و به نهایت شادی و خوشی رسیده اند. یا ورزشکاران ممتاز کشور که هنوز پشت لبشان سبز نشده (فرقی نمیکند ورزشکار دختر یا پسر باشد)مدال و مقامی در سطح آسیا ، جهان یا المپیک به دست آورده اند و از فرط خوشی در پوستشان نگنجیده اند. و همچنین هنرمندانی که با هنرنمایی در سریال یا فیلمی به اوج شهرت رسیده اند و تا به خود آمده اند در خوشی و لذت شهرت وثروت غرق شده اند.اکنون شما بگویید کسی که در اوج انرژی جوانی به چنین درجه ای از خجستگی دست می یابد ، آیا در ادامه زندگی چیزی راضی اش میکند؟ نه که نمیکند.شما بهترین شغل ، بهترین دستمزد و بیشترین امکانات رفاهی کشور را هم دراختیارشان بگذاری (همانطور که گذاشته می شود) باز راضی نمیشوند و بیشتر می خواهند. وقتی در همان ابتدای زندگی ، آنها قارت به اینهمه شادی و خوشی میرسند توقع دیگری نمی توان از آنها داشت. سراب موفقیت غرب آنها را می فریبد ، گول می خورند و به بهانه مهاجرت فرار میکنند.
اما راهکار چیست؟ به خاطر حفظ جوانان وطن و برای به فنا نرفتن زندگی نخبگان کشور نباید بگذاریم آنها در جوانی و یا کلا به موفقیت و نخبگی دست یابند. اگر از پایه شروع کنیم و قبولی در امتحانات مدارس و در نهایت کنکور و همینطور انتخاب هنرمندان را در فیلم ها و سریال ها وهمچنین برنده مسابقات ورزشی را به جای ایجاد فضای رقابتی با قرعه کشی مشخص کنیم ، دیگر کسی خام توانایی خود نمی شود و این خوشحالی بیش ازاندازه به اودست نخواهد داد.به این ترتیب نه تنها کسی مهاجرت نمی کند که همه نیزاحساس برابری خواهند کرد.شاید در این میان عده ای مقاومت کنند و از خود نخبگی در هنر و ورزش و علم بروز دهند ، آن هم راه دارد،علم ثابت کرده که با شوک الکتریکی مداوم میتوان نخبگی آنها را رفع کرد . به این ترتیب همه در کنار هم خوشحال و شاد و خندان زندگی خواهیم کرد.

www.chizna.ir

یک دیدگاه

  1. نادر نوروزی می‌گه:

    بسیار متن تاثیرگذار و زیبایی نوشته اید.
    برای محقق شدن این طرح نیاز به همکاری مردم است. البته قدم اول هرکس باید از خودش شروع کند. که با متوسط مطالعه ۱۳ دقیقه کشورمان کار بسیار سختی در پیش خواهد داشت. اما اگر بخواهیم شدنی اشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>