...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز ویژه


۶ اسفند ۱۳۹۴

لیلا اعصاب ندارد

آیدین سیارسریع

این گفتگوی لیلا حاتمی با خبرنگاران را بخوانید.

لینک مصاحبه: حالا که من را له کردید، ممنونید؟!

حالا گفتگوی بعدی او با خبرنگاران را بخوانید:
خبرنگار: خانم حاتمی بفرمایید به نظرتون فیلم قبلی که با آقای کارگردان کار کردین چه تفاوت‌هایی با این فیلم داره؟
حاتمی: خودت کوری نمی‌بینی چه تفاوت‌هایی داره؟ حتما من باید بگم؟ با این شان و منزلت باید بیام برای یه مشت خبرنگار فیلمنامه مقایسه کنم؟ فکر کردی اصغر فرهادی‌ای؟
خبرنگار: ببخشید… پس بفرمایید فیلمنامه‌ای که خودتون به تازگی نوشتین در مورد چه موضوعیه؟
حاتمی: راجع به گذشته اقوامته!
خبرنگار: همین را منتشر کنیم؟
حاتمی: نه، به جای اقوام بنویس عمه!
خبرنگار: جذابیت کار کردن با آقای کارگردان بود که شما رو برای ایفای این نقش راضی کرد یا بیشتر جذب فیلمنامه شدید؟
حاتمی: نه پس جذابیت تو بود که باعث شد قبول کنم. عنتر!
خبرنگار: نظرتون راجع به جشنواره امسال چی بود؟
حاتمی: جشنواره امسال… جشنواره امسال؟ امسال من بیست تا جشنواره شرکت کردم. وقتی می‌گی جشنواره من از کجا باید بدونم کدوم جشنواره رو می‌گی؟ مثلا الان من نظرم رو درباره جشنواره گل آمستردام یا جشنواره کتاب فرانکفورت بگم تو راضی می‌شی؟ وای خدا…
خبرنگار: مسلما جشنواره فیلم فجر منظورمون بود.
حاتمی: دیگه حس جواب دادن رفت! بعدی…
خبرنگار: در طرح فیلمنامه‌ای که ما خواندیم خاهر نقش اصلی…
حاتمی: یه لحظه صبر کن! چیِ نقش اصلی؟
خبرنگار: خاهر؟
حاتمی: خاهر؟ نه واقعا خاهر؟ تو با این سن و سالت نمی دونی خاهر «و» داره که نوشته می‌شه ولی خونده نمی‌شه؟ تو خبرنگاری؟ تو ایرانی‌ای؟ تو آدمی؟
خبرنگار: خانم حاتمی ما داریم حرف می زنیم از کجا می‌دونین من «و» نذاشتم؟
در این لحظه لیلا حاتمی همچون پلنگی تیزچنگال به سمت خبرنگار هجوم می‌برد و دست او را از مچ می‌گیرد و می‌پیچاند. خبرنگار می گوید: آی آی آی ول کن!
حاتمی: بگو غلط کردم!
خبرنگار: آی آی آی… غلط کردم.
حاتمی: بگو از این به بعد «خواهر» رو با «و» می‌نویسم!
خبرنگار: از این به بعد خواهرا رو با و می‌نویسم.
حاتمی (بیشتر می‌پیچاند): خواهر کیو؟ خواهر منو؟؟ با کی بودی؟؟
خبرنگار: صَدام‌… صَدام…
حاتمی دست خبرنگار را رها می‌کند و می‌رود پشت میز می‌نشیند.
خبرنگار: خانم حاتمی شما مثل این که عصبانی هستین. ما می‌ریم یه دوری می‌زنیم یه وقت دیگه مزاحم می‌شیم.
حاتمی: حالا که گند زدین به اعصاب من؟ حالا که با آبروی من بازی کردین؟ حالا که…
لیلا صورتش را با دستانش می‌گیرد و گریه می‌کند. خبرنگاران از همین فرصت استفاده می‌کنند و از محل می‌گریزند.
تکلیف شب (سه بار از روی جملات زیر بنویسیم):
شعور چیز خوبی است
بیایید شعور داشته باشیم
به همدیگر احترام بگذاریم
بابا نان داد
بابا آب داد
بابا لزوما شعور نمی‌دهد / چیزنا chizna.ir

37 دیدگاه

  1. فائزه نیکبخت می‌گه:

    بیخیال بابا… شعور چیز خوبی است چیه؟ خیلی تند نوشتید… هر چند خانم حاتمی هم تند روی کردند. ولی احتمالا مسئله ای بوده که ما ازش بی خبریم . مگر نه خانم حاتمی بسیار صبور تر از این حرفا هستند.

  2. مهرداد می‌گه:

    عالی بود:))

  3. مهدیه می‌گه:

    هوای رفقای خبرنگارتون را نداشته باشید چی کار کنید ….خب سوالای بی مزه پرسیده. تازه جواباشم از قبل براش معلوم بوده

  4. زهرا می‌گه:

    عالی,مثل همیشه.آخرین جملات حرف دلم بود.

  5. حسن می‌گه:

    حالا لیلا حاتمی خیلی بد حرف زده لابد مشکلی داشته ولی شمام نامردی نکردیا ترکوندی ایشونو کاملا . رحم کن سیار سریع :)

    • نیروانا می‌گه:

      در واقع ایشون خودشونو ترکوندن… لیلا حاتمی هر اندازه هم که تو این مصاحبه تند برخورد کرده باشه که نکرده اما همیشه مخاطباشو داره و بداخلاقی و غیر حرفه ای گری تو کارنامه کاریش نیست… منتها ایشون تازه داشت مخاطبای خودشو پیدا میکرد…. فکر میکنم کارشون خیلی جالب نبود…

  6. ناشناس می‌گه:

    عالی بود حرف نداشت دمتون گرم ،حقیقتش این متن رو کپی کردم میخواستم بفرستم به صفحه اینستاگرام خانم لیلا حاتمی بفرستم که متاسفانه صفحه شخصی نداشت تا از خجالتشون حسابی در بیام. متاسفانه تندروهای اسیدپاشه داعش مسلک کم بودند حالا این جماعت مدعی هنر هم دارن تنه به تنه این نئندرتالها، در توهین و خرد کردن ژورنالیسم و ژورنالیست ،میزنن

    • علی عمران میرمطهری می‌گه:

      شما خودت با این افکارت یه پا تندروی داعش مسلکی!

      • ناشناس می‌گه:

        آقای علی عمران، کافر همه رو به کیش خویش میپندارد، فک نکن همه مثل خودت هستن که فحاشی و لجن مال کرد تو اینستا رو با انتقاد اشتباه میگیرن؛ خیلی منطقی و بدون فحاشی ولی با لحن تند از ایشون انتقاد کردم البته تو صفحه ی رسمی اینستای طرفدارنش!!!!!!!

  7. ایرانی می‌گه:

    من با اینکه از هوادارای ایشون هستم اما خیلی برخورد بدی داشتن. دست مریزاد عالی بود نوشتتون

  8. نگار می‌گه:

    یه خرده تند بود

  9. سجاد می‌گه:

    به خانم شکوفه موسوی یکم طنز نویسی یاد بده آیدین جان.فک کنم ایشون ۲۴/۷ جلو آینه ان به ناز بودن و تو دل برو بودن خودشون مینازن.واسه همین طنز نویسی بلد نیستن.

  10. فرزاد می‌گه:

    کاش اینو نمینوشتى ، یا حداقل سطر آخرو نمینوشتى . لیلا حاتمى تو ١٠ ٢٠ سال اخیر از هر لحاظ نشون داده آدم فهمیده و با اخلاقیه . اون روز قطعا سر یه مسئله ى دیگه عصبانى بوده . ب نظرم نباید اینجورى زدش

  11. مهدی می‌گه:

    کاش درمورد شعور چیزی نمینوشتین…
    درباره احترام مینوشتین کافی بود….

  12. نیلوفر می‌گه:

    ۴ گروه قبل از این خبرنگاران از پشت صحنه و عوامل فیلم گزارش تهیه کرده بودن که هم مطبوعات و سایت خبرگزاری ها گزارش ها رو منتشر کردن. پس وقتی بازیگر قبول می کنه مصاحبه کنه حداقل انتظاری که می تونه داشته باشه اینه که سوالهای مرتبط با نقش خودش ازش پرسیده بشه نه سوالاتی که کارگردان فیلم جواب اونا رو قبلا” داده و اساسا” ربطی به بازیگر نداره. اگر خبرنگار محترم گزارش های قبلیو خونده بود و کمی شغلش و بازیگر رو جدی می گرفت این افتضاح به بار نمی اومد خانم حاتمی فقط رک جواب دادن و رک گویی مصداق بی شعوری نیست

  13. سارا می‌گه:

    اگه میشه شما با خانم حاتمی یه مصاحبه کنید بپرسید ماجرا چی بوده

  14. مرتضی می‌گه:

    صدام صدام خیلی عالی بود .

  15. عجم می‌گه:

    راستش رو بخواهید متن اصلی طنزش بیشتر بود مخصوصا این تیکه اش
    (( – برداشتی که من از خلاصه داستان یک خطی داشتم این است که یک شخصیت منفی می‌بینیم.

    حاتمی: شخصیت منفی درباره چه کسی؟

    – ما در خلاصه داستان می‌خوانیم زنی در روابط با دیگران دچار اضمحلال می‌شود.

    حاتمی: چه کسی منفی است؟

    – زن.

    حاتمی: اضمحلال یعنی حالت خراب شود. شما سرما می‌خورید و غش می‌کنید منفی است؟ به نظر من جمله این معنی را نمی دهد. دچار اضمحلال شدن یعنی ناموفق، شکست‌خورده، یعنی از هم فرو می‌پاشد.

    – یا قربانی؟

    حاتمی: نه به معنی قربانی نیست. اول فارسی تان را خوب کنید بعد هشت تا بلندگو بگذارید در دهان من!!!! ))

  16. رضا می‌گه:

    اوه اوه ! مصاحبه رو خوندم ! این چرا اینجوریه ! کم مونده بود خرخره خبرنگار و بجو ! والا همه نقشهایش یکنواخت هیچ چیز جدیدی نداره تو کارش ! شعور هم خوب چیزیه والا

  17. سوده می‌گه:

    این نوشته ی شما توهین واضح بود به بانوی سینمای کشور…

  18. سپيد می‌گه:

    فکر مى کنم لیلا حاتمى کسی باشه که با یه مصاحبه که هنوز نمى دونیم هم بک گراندش چى بوده اینطور درباره اش قضاوت کرد. اینهمه سال ایشون هنرمند خوب سرزمین ما بوده. شاید عصبانیت اون روزش بی دلیل نبوده.

  19. ارغوان می‌گه:

    من به نظرم طنز کردن این مصاحبه اون هم به این شکل ناعادلانه و غیراخلاقیه.به خصوص قسمت آخرش. اولا هر آدمی ممکنه یه زمانی عصبانی بشه. همین شما تا حالا عصبانی نشدید؟ ثانیا سوالهای مصاحبه گر خیلی بی ربط و آبکی بود.

  20. مریم می‌گه:

    خوب نوشتید.خواندن مصاحبه خانم حاتمی آن هم با آن پیش زمینه ذهنی از وقار و آرامشی که بعد از ماجرای کن از ایشان دیده بودیم که از بابت کاری که هیچ هم از نظر اعتقادی ایشان مذموم نبود از کسانی با ادبیاتی آرام عذر خواستند که با زشت ترین ادبیات بر او تاخته بودند…حالا مانده ام آن یکی مصلحتی بوده یا این دیگری از روی ندانم کاری…خسته شدیم از این فضای اهانت و فحاشی و تمسخر و تحقیر…کجای قصه حرف زدن را فراموش کردیم نمی دانم اما وقتی داعیه داران فرهنگی مان این طور پشت این ماجرا ایستاده باشند باز به خاطر آوردن روش گفت و گو چندان نزدیک به مظر نمی رسد…

  21. نیکاهنگ خیامی می‌گه:

    هر کسی ممکنه تو ی لحظاتی کنترلشو به هر دلیلی از دست بده .تکرار میکنم هر کسی.دلیل نمیشه همون ی لحظه رو ملاک با شعوری یا بیشعوری فرد قرار بدیم.
    خانوم حاتمی بسیار محبوبتر و محجوبتر و با اصالت تر از اون هستند که بخوایم به این راحتی بهشون برچسب بیشعوری بزنیم.
    اقای سیار سریع.با وجود احترامی که براتون قائل ام .چند خط آخر تنظزتون بسیار نسنجیده بود.بسیار نسنجیده تر از پاسخ های خانوم حاتمی

  22. علی عمران میرمطهری می‌گه:

    آقای سیار سریع سلام. خواستم بگم از شما که قطعا با واقعیات موجود و جاری تو دنیای خبرنگاری اطلاع دارین ، خیلی بعیده که مثل افراد عادی که تصورشون از خبرنگارای ما در حد ژورنالیست تو فیلمای خارجیه و خیلی تئوریکال هست؛ قضاوت میکنین. نوشتتون از حد یه طنز معمولی درباره یه موضوع اجتماعی فراتر رفته. شما در مورد یه اتفاقی که خبرش چندان تو سطح جامعه پخش نشده، یه طنز انتقادی تند نوشتی همراه با قضاوتی غلط. ظاهرا فقط به خاطر اینکه یه سمت قضیه خبرنگار بوده و این قضیه من و امثال منو از شما و افکارتون ناامید میکنه.

  23. شیما می‌گه:

    عالی بود مثل همیشه
    پاینده باشید

  24. الناز می‌گه:

    سلام
    متن مصاحبه ی خانوم حاتمی رو خوندم اگه به صورت ظاهری قضاوت کنیم این طنز فوق العاده بود با این که خیلی تند بود و البته مصاحبه ی ایشون هم تند بود ” آیدین و لیلا اعصاب ندارند ” ولی فکر نمی کنم به این سادگی بوده باشه حتما پشت پرده چیزی هست که ازش بی خبریم. باید ببینیم واکنش های بعدی خانوم حاتمی به این طنز و نقدهایی ک ازش خواهد شد چطووریاست.
    سایتتون فوق العاده است..خدا قوت هر روز کارتونو دنبال می کنم موفق باشید.

  25. مینا می‌گه:

    با همه احترامی که براتون قایلم این بیمزه ترین متنی بود که تا حالا ازتون خوندم.

  26. محمد رستگاری تنها می‌گه:

    خیلی عالی بود. :))

  27. سیما می‌گه:

    واقعا دمت گرم آیدین.رفتار حاتمی بد بود و اینجوری متوجه رفتار زشتش خواهد شد

  28. احمد می‌گه:

    کم لطفی کردید جناب سیار سریع! آخرش دیگه خیلی تند شده. حرمت دیالوگ های ماندگار پدر ایشون همیشه هست. حتما خسته بوده از چیزی و غیر حرفه ای رفتار کرده خانم لیلا حاتمی

  29. سامان جی می‌گه:

    خسته نباشید
    بازیگری و خبرنگاری هر دو قابل احترامن ولی هر دو گروه (حداقل به مثابه صنف که البته فراترن) وظیفه دارن نسبت به مخاطب متعهد باشن. محترمانه رفتار کنن و به اعتمادی که بهشون میشه خدشه وارد نکنن. توهین در هر شکلی غیراخلاقی و غیرحرفه ایه چه لیلا حاتمی باشه چه آیدین سیارسریع
    موفق باشید.

  30. میم شین می‌گه:

    وظیفه خانم حاتمی معذرت خواهیه، همین و بس! هیچ جور نمیشه توجبح کرد برخورد زشتشون رو! آدم با کارگرش اینجور حرف نمیزنه! شعور هم خوب چیزیه

  31. نیروانا می‌گه:

    به نظر من خیلی بیرحمانه بود این متن. جناب آقای سیارسریع با اینکه همیشه طرفدار و خواننده طنزهای شما بودم اما اینبار به نظرم زیاد جالب نبود. مشق شبتون رو حتما خودتون هم بنویسید.

  32. الف. ب. می‌گه:

    مصاحبه خانم حاتمی رو خوندم، به نظرم کاملا حق با خانم حاتمی بود. ایشون حق داشتند که عصبانی شدند. به نظر می‌رسید خبرنگار بسیار بی‌تجربه و کم‌دانش بوده و در انتخاب کلماتش دقت لازم رو نکرده و همچنین نمی‌دونسته چه سوالی رو از چه کسی بپرسه. ضمن این که خانم حاتمی تمایلی به انجام این مصاحبه نداشته و اینجور مواقعه که آدم از مصاحبه‌گر خام و بی‌تجربه عصبانی می‌شه.
    و شما آقای آیدین سیار سریع، که من با طنزهای زیبای شما در مجله خط‌خطی آشنا شدم. بهتر است کمی به انواع طنز و فکاهه و هجو و هزل دقت بفرمایید. این نوشته‌ی شما طنز که نبود، بیشتر یک هجو بود از روی غرض شخصی و به منظور مسخره کردن و تحقیر و تنبیه دیگری. منم می‌تونم یک هجو در مورد همون خبرنگار و سوالات احمقانه‌اش بنویسم. کمی منصف باشید.

  33. نوید می‌گه:

    متنتون خیلی عالی بود خیلی خندیدم
    ولی اون قسمت آخرش ” نون و آب و شعور ” یکم زیادی سختگیری بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>