...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز ویژه


۱۷ شهریور ۱۳۹۵

ما همه پشیمان هستیم

مرتضی قدیمی

بعد از اینکه سخنگوی وزارت ارشاد گفت تعدادی از بازیگران ایرانی مهاجر، پشیمان شده و قصد بازگشت دارند، ناخواسته چنان اشک شوقی در چشمان ما حلقه زد تا یاد این بیت از شاعر بیفتیم؛
یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم
می‌خوام بیام دستت کنم بیای تو سرنوشتم
در ادامه همچنان که اشک شوق همانطور به صورت حلقه‌ در چشمانمان زده‌طور تکانی نخورد، سایر اعضاء و جوارح‌مان از شنیدن این خبر بی‌اختیار چنان تکان خوردنی را شروع کردند که بیا و ببین. البته الان دیگه نه و اگر علاقمند به دیدن بودید باید از قبل با چشمان و حلقه و یک خبر تکان‌زا هماهنگ کنیم.
مگر حالا اشک شوق و حلقه و تکان‌ها ول کن بودند؟ نه. نبودند. تصمیم گرفتیم برای خلاص شدن از شرایط موجود به استقبال این عزیزان دل به فرودگاه برویم که گفتند از مرز زمینی می‌آیند.
باورمان نشد. چه خبر بود پشت مرز باوجود صف طولانی نه تنها بازیگران ایرانی مهاجر، بلکه کلی بازیگر هم از هالیود و بالیود. وقتی برد پیت و آنجلینا جولی را هم در بین جمعیت دیدیم و پرسیدیم آر یو خود برد پیت و جواب داد یس چند تا سیلی به خودمان زدیم تا مطمین شویم خواب نیستیم. همینطور پشت هم سیلی می‌زدیم که آنجی به برد گفت هلپ هیم…هلپ هیم. واقعا اگر برد پیت کمک نمی‌کرد نمی‌دانم تا کجا پیش می‌رفت.
تام کروز، ووودی آلن، جسیکا آلبا، چارلز ترون، تام هنکس و….همه بودند. چه لجم گرفت وقتی جانی دپ همسر‌آزار را هم دیدیم. وقتی از جلویش رد شدم تفی بر زمین انداحتم و بلند گفتم لعنت بر شیطان. جمعیت هم پشت سر من گفتند بشمار یا بیش باد. کدامش درست است؟ البته از طرف دیگر از بودن جانی دپ در این صف خوشحال شدم. فکر کردم ماجراهایش به درد فیلم بعدی اصغر فرهادی بخورد تا مطمین شویم دقیقا در حمام چه اتفاقی افتاده است. این‌ها با دیده شدن در حمام مشکلی ندارند.
هنرپیشه‌های بالیود که اصلا تو قید و بند صف نبودند و فقط همدیگر را دنبال می‌کردند؛ سلمان خان دنبال شاهرخ خان، رانویر سینگ دنبال وارون دهاوان، آیشواریا رای دنبال آجی دوگان و…
همین‌طور با جمعیت در صف سلام و علیک و حال احوال می‌کردیم و خوش آمدید می‌گفتیم تا به یکی از هنرپیشه‌های برجسته کشور، طاهره صدفیان رسیدیم. وقتی ما را دید چنان بغضی کرد که فقط توانست بگوید من پشیمانم. بعد جوری زد زیر گریه که تمام بدنش از هق هق تکان می‌خورد و تمام شدنی نبود تکان‌ها و هیچ کاری از دست ما بر نمی‌آمد. از شما چه پنهان دوست داشتیم برمی‌آمد ولی.
پرسیدیم طاهره جان چه شد رفتی چه شد برگشتی؟ هق هق و تکان‌ها امانش را بریده بودند تا فقط بتواند بگوید پشیمانم. دستمان به سمتش می‌رفت تا کاری برآید اما مگر شدنی بود و فکر کردیم بهترین اقدام این است برویم و ورود این بندگان خدا به مرز پرگوهر را تسریع کنیم.
از آقایی که در کیوسک مستقر در مرز نشسته بود پرسیدیم چرا صف نمی‌ره جلو؟ قبل از اینکه بگوید برو جلو بگذار باد بیاد گفت مسئول تشخیص پشیمانی وزارت ارشاد همراه وزیر و باقی اعضای هیئت دولت رفته بجنورد کنسرت لغو نشود و معلوم نیست کی بیاید.

www.chizna.ir

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>