...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز ویژه


۲۷ بهمن ۱۳۹۴

نگوییم شعر؛ بگوییم شِر

محمد صفاجویی

یکی به من بگه دقیقا از کِی و چه زمانی همه شاعر شدن؟ چی شد که صحبت‌کردن همه فُرم شعرگونه گرفت؟ چه‌جوری به اینجا رسیدیم که وقتی از طرف می‌پرسی حالت چه‌طوره؟ مکثی می‌کنه، قاعدتا پکی به سیگارش می‌زنه و بعد می‌گه «حال ما را اگر می‌پرسی..» راستش بقیه‌اش رو نمی‌دونم، چون معمولا همین‌جا ارتباطم رو با طرف قطع می‌کنم و زوزه‌کشان از اتاق یا کافه خارج می‌شم. واقعا برام جالبه بدونم از کِی این اتفاق افتاد. شاید از اون موقع که سراینده «من می‌گم چه‌قدر تو ماهی، تو می‌گی اول راهی» شاعر محسوب شد. یا شاید هم از اون زمان که ترانه‌سرای «آخه گیتار من آهنگای خوبی از بَره » سردمدار ترانه‌سرایی لقب گرفت. الان که دقت می‌کنم، یک‌سری از همین شعرگونه‌های اینستاگرامی، به لحاظ ارزش‌گذاری ادبی نسبت به اینا، اثر کلاسیک محسوب می‌شه.

الان در زمینه شاعری، به حدی از فراگیری رسیدیم که حتی پلنگ‌ها هم زیر عکسی که زبان از وصفش قاصره و باید بالای پیج یک تابلوی -۱۸ نصب بشه، شعر می‌نویسن. البته باید در تلفظ خیلی دقت بشه. نگوییم شعر؛ بگوییم شِر. یا مثلا می‌ری توی صفحه دوست عزیز داف پنهان‌مون (در فرهنگ دهخدا آمده داف پنهان کسی است که می‌خواهد داف باشد، ولی توی رودربایستی خود و اطرافیانش مانده و به نمایش جزیی از خود بسنده کرده است) و می‌بینی زیر عکس استخون قوزک پاش نوشته «آری آغاز دوست داشتن است، گرچه پایان راه ناپیداست» که البته اشاره تلویحی به یک‌سری تمایلات خاص داره.

خلاصه که وضعیت خوبی نیست. دیروز تو تاکسی نشسته بودم، از راننده پرسیدم «آقا مسیرتون آزادی‌ام می‌خوره؟» از توی آیینه نگاهی بهم کرد، چشماشو بست، باز کرد، پکی به سیگارش زد (نمی‌دونم یکهو از کجا آورد و کی روشنش کرد) و بعد گفت «مسیر آزادی را اگر می‌پرسی..»، من اومدم خودمو از ماشین پرت کنم بیرون که متاسفانه «اون در باز نمی‌شد» و مجبور شدم تا آخر جمله‌اش رو گوش کنم. بعد دختری که کنار من نشسته بود (که البته نسبتی با هم نداشتیم) انگشت شستش رو از روی گوشیش برداشت، به سمت سر راننده برد و دو بار پشت سر ایشون رو فشار داد و گفت «لایک». دیدم چاره‌ای نیست، از پنجره خودم رو پرت کردم. / چیزنا chizna.ir

5 دیدگاه

  1. m.gh می‌گه:

    قشنگ میشه حس نویسنده رو درک کرد:))

  2. مُصی می‌گه:

    نگوییم طنز
    بگوییم گلابی نطنز
    بی مزه 😐

  3. ارغوان می‌گه:

    لحن تندی نوشته تون داشت با این حال قشنگ بود.

  4. محسن می‌گه:

    محمد عزیز دوره و زمونست دیگه! هنجارها بعضا دچار تغییرات بنیادی میشوند همین علامت لایک را در نظر بگیرید ۳۰ سال پیش چه معنایی داشت ؟
    -گاهی از توهین های خار مادری هم سنگین تر تلقی میشد.
    – تا دیروز پریروزا هم از راه دور به معنای تایید بوده !
    – حالا اگه همراه با لمس پشت سر راننده به وسیله دختر خانوم بغلی به معنای تایید موکد باشه ! نگرانم ….
    که فردا پس فردا تایید تاکیدی به لمس سایر مواضع سرایت پیدا کنه!

  5. ترانه می‌گه:

    آخ گفتین :)))

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>