...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز امروز


۲۴ شهریور ۱۳۹۵

پدر، پسر و درسی از دوش آب گرم

وحید میرزایی

امروز بعد از ظهر با پسرم اِرمیا رفته بودیم حمام تا شوخ از تن به در کنیم. ارمیا ۴ سالش است. از آن بچه هایی که آدم فکر می کند وقتی بزرگ شود، برای خودش کسی می شود. مثل خود ما که پدر و مادرمان فکر می کردند اگر بزرگ شویم برای خودمان کسی می شویم اما هیچ چخی نشدیم. حالا یا پدر و مادر ها اشتباه فکر می کنند یا ما هنوز بزرگ نشده ایم. به هر حال همینجور داشتیم حمام می کردیم که دیدم زیر دوش آب دارد حاجتش را قضا می کند. چیزی نگفتم. چند دقیقه بعد گفتم:«بابا جون حمام که جای دستشویی کردن نیست عزیزم. باید صبر می کردی و بعد می رفتی دستشویی.» با نگاه شیطنت آمیز و صدایی نازک کرده گفت:« بابایی زیر آب که پیدا نیست. کسی نمی بینه.» نشستم روی زانوهایم. نگاهش کردم. فیس تو فیس. آیز تو آیز. حمام مملو از بخار و نور زرد لامپ تنگستن بود. شر شر آب انگار تمام بسامد صداها را داخل سوراخ فاضلاب می برد.
گفتم:« اِرمیا جان بزن تو گوشم.» گفت:« نه بابایی نمیزنم. من دوستت دارم.» گفتم«بهت می گم بزن» جواب داد«نه نمی خوام» چشمانم را بستم. گفتم حالا بزن. گفت:« نه بابا جونم، نمیزنم.» گفتم:« بزن من که نمی بینم. هیشکی هم نمی بینه.» گفت:« نه، نه، نه.» چشمانم را باز کردم. گفتم:« ارمیا، عزیزم. یا اینقدر شجاع باش که اگر کاری کردی نگران دیدن و ندیدن دیگران نباشی یا کاری که جرأت دفاع از آن را نداری نکن. اما اینگونه ترسو مباش. تو برای دیگران زندگی نمی کنی که کار بد تو مستلزم تأیید یا رد آنها باشد. کار زشت، زشت است. چه کسی ببیند، چه نبیند. همانطور که خوبی خود خوب است نه آنکه عطار بخوبد.» حس الهی قمشه ای را داشتم وقتی دارد به ما توی تلویزیون نگاه می کند. مایی که لبخند می زنیم، سرمان را به نشانه تأیید تکان می دهیم و چیزی نمی فهمیم.
از نگاهش دانستم نفهمید چه می گویم. هرچه بود سرش را پایین انداخت. به قضای حاجت دانَش لَختی نگریست. دوباره سرش را بالا آورد. چند لحظه مرا نگاه کرد. بغضی کرد و گفت:« بابایی دیگه تو حموم این کارو نمی کنم… کنم… کنم…» با همین صدای اکو شده در حمام در بخار آب محو شد.
آذر ماه ۱۴۰۳- اتاق شخصی. در حال نوشتن این مطلب. در حالی که اِرمیا روی پایم نشسته با موس و کی بورد بازی می کند. خودم دارم خیار می خورم و مامان ارمیا دارد با سرخ کن، سیب زمینی سرخ می کند. شام زرشک پلو با مرغ داریم.

www.chizna.ir

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>