...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز ویژه


۱۹ بهمن ۱۳۹۴

چپکی!

شهرام شهیدی

ما ایرانی‌ها نه تنها در فعل معکوس استاد شده‌ایم که در معکوس کردن هر چیزی به درجات بالایی رسیده‌ایم. یعنی جوری شده که اگر یک فرنگی به کشور ما بیاید و با ما هم‌کلام شود نمی‌داند ما دوستش هستیم یا دشمنش. یک دوست فرنگی به اسم رابی داشتم که از بد اتفاق ادبیات زبان فارسی خوانده بود. مدتی آمد ایران و قرار شد من تهران را نشانش بدهم. به محض اینکه سوار ماشینش شدیم و رفیق فرنگی ما در را محکم بست راننده چشم غره رفت و گفت استاد در خونه‌تون را هم این طوری ببند. رابی از شنیدن کلمه استاد ذوق کرد و فکر کرد باید از این به بعد با در خانه‌اش همین برخورد را داشته باشد. از من پرسید در خانه را بد بستم؟ بین راه وقتی پشت چراغ قرمز ایستاده بودیم یک دختر به چشم خواهری خیلی زیبا و برازنده از روی خط عابر پیاده رد شد. راننده با نگاه کاملا برادرانه و عرفی و اخلاقی سرتاپایش را برانداز کرد و گفت پدرسگ چه قد و بالایی داره! رابی تعجب کرد و از من پرسید دختر بدی بود؟ هنوز حرفش تمام نشده بود که یک کارتن خواب معتاد آمد سمت ماشین تا با لنگی که دستش بود و آب دهان بیفتد به جان شیشه ماشین و تمیزش کند. راننده شیشه را کشید پایین و گفت مهندس، جون ننه‌ات گند نزن بهش. رابی پرسید: ایشان مهندس بود؟ چند دقیقه بعد یک بنز خیلی مامانی از کنارمان رد شد. به راننده گفتم اوووف به این می‌گن ماشین‌ها. ببین حرومزاده چه شتابی داره. راننده گفت آی گفتی. سگ‌مصب می‌ره‌ها. رابی با تعجب نگاهم کرد. راننده پیچ رادیو را چرخاند. اخبار داشت برندگان جشنواره فیلم فجر را معرفی می‌کرد. تا برنده نقش اول زن را معرفی کرد راننده گفت آخ جوون… بی‌وجدان بالاخره سیمرغ را برد. رابی چپ‌چپ نگاه کرد. چون حواس راننده به رادیو بود انحراف به راست پیدا کرد و راننده پشت سری دستش را گذاشت روی بوق. وقتی رسید به ما سرش را آورد بیرون و گفت دکترر ر ر ر بپا نمالی آخه. برو بشین دکتر‌بازی‌ات را کن. رابی یواش پرسید راننده ما دکتره؟ خبر بعدی رادیو در مورد برد بارسلونا با هت‌تریک مسی بود. راننده ما که از برد بارسا خوشحال شده بود روی فرمان ماشین ضرب گرفت و گفت این نکبت حروم لقمه خیلی بهتر از رونالدو بازی می‌کنه نه؟ رابی داشت شاخ در می‌آورد. به او در مورد معکوس بودن برخی واژه‌ها توضیح دادم. وقتی رسیدیم و داشتیم پیاده می‌شدیم زد پشت راننده و گفت دستت درد نکنه حیوون. مثل یک عوضی رانندگی کردی. / چیزنا chizna.ir

3 دیدگاه

  1. اکبرچیز می‌گه:

    ش.ش راضی ام ازت =D

  2. محسن می‌گه:

    وقتی رسیدین و رابی جان این اظهار نظرِ:”دستت درد نکنه حیوون. مثل یک عوضی رانندگی کردی” رو کرد زان پس با تغییر وضعیتی مواجه نشد که مثلا “باری” صداش کنن؟
    وطنم پاره تنم…..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>