...

لطفا تاریخ را انتخاب نمایید

چیز ویژه


۱۳ شهریور ۱۳۹۵

گفتگو با یک عدد زمین

آیدین سیارسریع

– آقای زمین سلام.
+ شما از کجا فهمیدین من آقا هستم؟
– همینجوری طبق عادت گفتم.
+ متاسفم برای این سکسیسمی که در نگاه شما موج می زنه. همین شما هستید که موجب فرورفتگی زن در لاک دفاعی در طول تاریخ شدید.
– می تونم بپرسم شما آقا هستید یا خانم؟
+ آقا هستم.
– لطفا بفرمایید دلیل عصبانیت شما در روزهای اخیر چی بوده.
+ اولا به خاطر این که یک سری از هم نوعان شما عزت و شخصیت ما خدشه دار کردن.
– چطور؟
+ زمین متری هیجده میلیون رو تو شمال شهر دادن چهار میلیون. اونم تو اقساط ۶۰ ماهه. دیگه توهین از این بیشتر؟
– آهان، بله.
+ هر کی از راه می رسه میاد ما رو می خوره. کار به جایی رسیده خبرنگار صداوسیما با اون لحن چندشش میاد میگه آیا من شما رو بخورم؟
– بله واقعا درک می کنم، خیلی سخته.
+ جلوی ناموس و زن و بچه ی ما یهو میان ما رو می خورن. این درسته؟
– نه انصافا، من شرمنده ام.
+ شما دوست دارین من بیام همچین کاری با شما بکنم؟
– نه مسلما.
+ ولی کردم!
– جدی؟
+ بله. دیگه مجبورمون کردین.
– دقیقا چیکار کردین؟
+ شما ما رو خوردین، ما هم شما رو خوردیم. آدمخواری در مقابل زمین خواری.
– اوه … این نشستی که تو خیابون پیامبر اتفاق افتاد کار شما بود؟
+ آره، چطور بود؟ خوب دراومده بود؟
– آقا نکنید تو رو خدا … یهو دهن وا می کنین ملت می افتن اون تو می میرن.
+ چطور شما یهو دهن وا می کنین مساله ای نیست، به دهن ما که رسید مساله انسانی شد؟
– من دیگه حرفی ندارم.
+ بیا بخورمت.
– دستتو بکش. من از اون زمین خوراش نیستم.
+ آهان پس هیچی. خیلی ممنون که با من مصاحبه کردین.

www.chizna.ir

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>